......
بخـــواه تا بســـــرایم غـــزل به خاطر تو
به نام عشق ولی در عمــــل به خاطر تو
عروس تـــــک پســــر پادشــــاه پارسیان
نرفتـــــه است به ماه عســل به خاطر تو
دلی که زلزله گاهــــش همیشه آرام است
قـدم گذاشتـــــه روی گســــل به خاطر تو
بیـــــا که آمـــــدنت را همیشــــه منتـظرم
چقــــــدر باز بمانــــد بغــــل به خاطر تو
خـدا کنــــــد من وتو زودتر به هم برسیم
بـــــرای من که نشــــد لااقل به خاطر تو
پ.ن/مارا به راه عشق طلب رهنما بس است
هرجاکه نیست قبله نما نقش پا بس است بیدل
+ نوشته شده در چهارشنبه نوزدهم مهر ۱۳۹۱ ساعت 10:16 توسط سیده رویا علوی
|
همچون نفس بنای جهان در تردد است